PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : باز باران | مریم رضاپور | معرفی و نقد کتاب



Elysium
1389،08،22, ساعت : 06:17 قبل از ظهر
رمان خیلی قشنگی بود من که حسابی ازش خوشم اومد .داستان زندگی ترانه وباران رو در خودش جا داده.ترانه تو زندگی بهش خیانت شده و...
شیطنت های بارن وسهیل محشره...:-2-06-::-2-32-:
قلم خانم رضاپور نسبت به می تراود مهتاب خیلی پخته تر شده بود وکلی نگارش کتاب عالی بود.همین جور فضا سازی ها.

lucy
1389،08،22, ساعت : 12:47 بعد از ظهر
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .

Elysium
1389،08،22, ساعت : 02:00 بعد از ظهر
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .
____________

نه متاسفانه بیوگرافی هم نمی دن.قسمت باران همون کتاب دورگه است که خانم رضاپور با یه ویرایش جدید همراه با داستان ترانه چاپش کردن.واین باعث شد خیلی از طرفدارها صدای اعتراضشون در بیاد.:-2-37-:

~alone angel~
1389،08،22, ساعت : 03:15 بعد از ظهر
به نظر من کتاب قشنگیه.شیطنت های باران مثل مهتاب در میتراود مهتاب جالب بود.کتاب خیلی طولانی بود.نویسنده بعضی جاها رو الکی کش داده بود.به نظر من داستان باران جذاب تر از ترانه بود.

Elysium
1389،08،22, ساعت : 03:34 بعد از ظهر
این کتاب تو سایت هست؟

------------
نه عزیزم مال انتشارات علی هستش وناشر اجازه انتشار تو سایت رو نمیده.

هدیه
1389،08،22, ساعت : 08:10 بعد از ظهر
مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود. توی جلد اول، داستان ،جذاب و گیرا بود ولی در جلد دوم احساس میکردم داستان کسالت بار و کشدار شده به شخصه شعارهای باران که چند مرتبه با افتخار میگفت : ((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))، من رو ناراحت میکرد چون متاسفانه یه نوع ظاهر بینی صرف رو رواج میده ، داستان و شخصیت ترانه رو بیشتر از باران پسنددم ، چون یه جورایی قصه باران ( با توجه به شباهتش به رمان دورگه )) همونطور که دوستان اشاره کردن تکراری بود . و عجیب این بود که اون همه شیطنت باران بعد از دوره دبیرستان تموم شد و تبدیل به یه دختر مظلوم و بی زبون شد .
مسئله اغراق در زیبائی قهرمان داستان هم که متاسفانه ایراد کار 99% نویسندگان ما هست . معلوم نیست این دخترهای زیبایی که هر جا میرن همه عاشقشون میشن رو چرا توی واقعیت نمی بینیم :-2-43-:

daneshmand
1389،08،22, ساعت : 10:52 بعد از ظهر
سلام من عضو جدیدم میشه کتاب باز باران رو برام بذارید ممنون میشم.
اين كتاب متعلق به انتشارات علي هست و به درخواست ناشر، روي سايت قرار نمي گيرد:-2-40-:

mahbano
1389،11،04, ساعت : 07:17 بعد از ظهر
مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود. توی جلد اول، داستان ،جذاب و گیرا بود ولی در جلد دوم احساس میکردم داستان کسالت بار و کشدار شده به شخصه شعارهای باران که چند مرتبه با افتخار میگفت : ((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))، من رو ناراحت میکرد چون متاسفانه یه نوع ظاهر بینی صرف رو رواج میده ، داستان و شخصیت ترانه رو بیشتر از باران پسنددم ، چون یه جورایی قصه باران ( با توجه به شباهتش به رمان دورگه )) همونطور که دوستان اشاره کردن تکراری بود . و عجیب این بود که اون همه شیطنت باران بعد از دوره دبیرستان تموم شد و تبدیل به یه دختر مظلوم و بی زبون شد .
مسئله اغراق در زیبائی قهرمان داستان هم که متاسفانه ایراد کار 99% نویسندگان ما هست . معلوم نیست این دخترهای زیبایی که هر جا میرن همه عاشقشون میشن رو چرا توی واقعیت نمی بینیم :-2-43-:



خصوصا شرمندم ولی چه دختر چه پسر توی همه ی رمانا
پسره خوشگل خوشتیپ با چشمای رنگی که نمیدونی چه رنگیه خیلی خوشگل محجوب
اگه یکی از این رمانا سعی میکرد زندگی عادی رو نمایش بده عالی میشد زندگی عادی ی دختر عادی

23252
1389،11،04, ساعت : 09:14 بعد از ظهر
تارا جون كتاب باز باران خيلي خيلي بهتر بود. داستان باران فوق العاده بود فقط اگه داستان بارانو ترانرو جدا مي نوشتن جذاب تر بود.شخصيت ها همه پر انرژي و با حال بودن.اخرشم خوب بود.

بهار90
1389،11،10, ساعت : 01:21 قبل از ظهر
به نظر من کتاب دو دو حالت متضاد داشت، جلد اول روکه دست می گرفتی خیلی خوب بود، واقعا قشنگ بود اما جلد دومش برعکس، یه چیز متوسط بود، در کل با اینکه کتاب خوبی بود اما به نظرم ارزش 23هزار تومان رو نداشت.

*dorsa*
1389،11،13, ساعت : 07:14 بعد از ظهر
به نظر من کتاب فوق العاده ای بود...
من رمان می تراود مهتاب رو خیلی دوست داشتم مخصوصا شیطنت های مهتاب رو، برای همین هم رمان بعدی این نویسنده رو خوندم و به نظرم این رمان رو دست می تراود مهتاب بلند شده بود. مخصوصا داستان باران.
در کل کتاب عالی بود و ارزش پول دادن رو داشت.

NILOUFAR
1389،11،28, ساعت : 02:29 بعد از ظهر
آغاز جان شما که "نوا" رو هم خوندی میشه بگی به نظرت "نوا" قشنگتره یا "باز باران"؟:-2-37-:
رو دست نوا که نیومده اصلا :-2-28-: اصلا هیچی قابل مقایسه نیست با اون :-2-36-:
نه این رمان قشنگی هست همون تم میتراود مهتاب رو داره :-2-38-:


مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود.
((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))،

اولین مشکل همینجوری که هدیه گفت پرگویی هستش خیلی حرف میزنن وای
اصلا آدم کلافه میشه هرچند بعضی حرفاشون جالبه ولی وقتی از حد بگذره خسته کننده میشه:-2-41-:
این جمله ای هم که باران میگه خیلی بدم میاد خیلی جاها هم مسخره میکنه چهره ها کلا ملاکش زیباییه :-2-41-:

من اولاشم هنوز
ولی چند تا مورد تو ذهنم بود گفتم تا نپریده بگم
اول اینکه ظاهرا سال 1320 هستش بعد باران وقتی خاطره مینویسه از کلمات امروزی استفاده میکنه شارژ و ایول و این چیزا
امکانات زندگیشونم به سال 20 نمیخوره
بعد ترانه مگه تو چه سالی زندگی میکنه که سهیل میگه عینک افتابی نزن:-2-37-: تعصبی بودن وو غیرتی بودن یه چیزه ولی تو مغرم نمیره کسی سر عینکم غیرتی بشه
در صورتی که سهیل خودشم استفاده میکنه حتما سهیل واسه زیبایی میزنه خودش که اینجور میگه:-2-31-:
تا اینجا که خوندم هی این اختلاف زمانی باعث میشه بره رو مخم مخصوصا قسمتهای باران
البته من خبر ندارم و اطلاعاتم کمه ولی کتاب های اون زمان اندازه الان زیاد نبود مثلا کتاب حرفه و فن رو تو سال آخر دارن !!!
شایدم من اشتباه میکنم اگه کسی دقیق خبر داره واسه منمم توضیح بده ممنون :-2-38-:

sama33
1389،12،02, ساعت : 12:47 بعد از ظهر
کاش خلاصه ای ازش می گفتید چون منم امانت گرفتم میخوام بخونمش ولی اینجور که از نظرات مشخصه زیاد تعریفی نداره .

ولی رمان میترواد مهتاب بسیار قشنگ و سرگرم کننده بود خیلی دوستش دارم .

NILOUFAR
1389،12،02, ساعت : 12:55 بعد از ظهر
کاش خلاصه ای ازش می گفتید چون منم امانت گرفتم میخوام بخونمش ولی اینجور که از نظرات مشخصه زیاد تعریفی نداره .

ولی رمان میترواد مهتاب بسیار قشنگ و سرگرم کننده بود خیلی دوستش دارم .

زندگی دو تا دختر به اسم ترانه و باران هستش تا اینجایی که من خوندم تو زندگی ترانه اتفاق خاصی نیفتاده جز اینکه یه برادر داره که شدیدا متعصب هستش و این باعث شده که ترانه خیلی خجالتی باشه ...
تا جایی هم که از زندگی باران خوندم داره داستان دوران مدرسه و شیطنت های خودش و میگه

میتراود مهتاب پرگویی هاش خیلی کمتر بود من خیلی دوست داشتم رمانش رو
این رمان هم قشنگه موضوع اصلیش
ولی اونقدر کشدار هست و توش حرف میزنن که آدم خسته میشه
واقعا تو یه جلد هم میتونست بنویسه نویسنده (البته این نظر شخصی منه )
یه مشکلی هم داره سال 1321 هستش ولی خیلی به اون دوران نمیخوره ...

من پشت سر هم پست ندادم ولی جا به جا افتادن پست ها
سما خانم جواب شما تو این پسته :-2-41-:

azam 24
1389،12،02, ساعت : 01:13 بعد از ظهر
من این رمانو همون موقعی که از نمایشگاه کتاب بود خریدم وخوندم اون طوری قشنگ وجذاب نبود که وصفش کرده وتبلیغش زیاد بود .
به قول نیلو چون اصطلاحات به کاررفته مربوط به اون زمان نبود وحتی وسایلی که ازش صحبت شده بود در سال 1340 هم نبود (سال 1350اف اف بود ).درکل زیاده گویی داشت ومی شد دریک جلد نوشته بشه.
میتراود مهتاب زیبا تر وبا زمان حالا بیشتر وفق میده.(من این کتاب را بیشتر پسندیدم).

NILOUFAR
1389،12،02, ساعت : 02:38 بعد از ظهر
من همچنان تموم نکردم کتاب رو دیشب یه قسمتش رو خوندم خیلی قشنگ بود
مامان باران رفت آف اف رو برداشت گفت : داریوش جان بیا بالا ( نکته : سال 1321 هجری شمسی )
اگه اشتباه میکنم بگید:-2-38-:
خیلی حرف میزنن اینا:-2-30-: وای مخصوصا سهیل و ترانه همش چرت و پرت میگن:-2-30-: د.و جلد رمان فقط واسه حرف زدن ایناست:-2-30-: در صورتی که تم اصلی داستان رو خیلی دوست دارم :-2-30-:

zarin
1389،12،04, ساعت : 12:09 قبل از ظهر
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .


دوست خوبم؛ بسیاری از اصطلاحات رو مختص به شهر یا شهرستان خاصی می دونیم در حالی که وقتی ریشه ی اون اصطلاح رودر فرهنگ های لغت یا فرهنگ های عامیانه جستجو کنیم،متوجه می شیم که این اصطلاح در واقع مربوط به اون شهرستان خاص نبوده!

واقعیت اینه که بسیاری از واژه ها و اصطلاحات قدیمی ،به مرور زمان از اذهان پاک شده و یا با تکیه کلام های جدید یا واژه های جدید تر جایگزین شده.

به عنوان مثال به اسم مصدر "جُستن "اشاره می کنم که به معنی "یافتن " است و از فعل "جُست و جو کردن "که مترادف(پیدا کردن)(یافت کردن)است،ساخته شده و در باور غلط عموم این طور است که این کلمه:جستن" فقط مربوط به گویش اصفهانی است.
یا ضرب المثل های زیادی که با تغییراتی در گویش،از شاهنامه گرفته شده و بعد به شهر های مختلف ، ربط داده شده !
به عنوان نمونه به این مثال توجه کنید که به زبان شعر در شاهنامه آورده شده و بعد با اندک تغییری از آن به

عنوان ضرب المثل های زبان فارسی استفاده می شود

که در شهر خائن شد آهنگری بزد قهرمان گردن دیگری

که امروزه به این نحو در بین مردم رواج داره:

گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدند گردن مسگری.


یا مثلاً واژه ی جونم مرگ شده (جوان مرگ شده) که به فرهنگ زبان تهران قدیم ربط داده شده اما در واقع در بسیاری از شهرستان های دیگر هم از این واژه استفاده می شود.

paradise
1389،12،11, ساعت : 11:08 بعد از ظهر
خب من فعلا تا اخر جلد یک خوندم پس دقیق نمیتونم نظر بدم ولی میدونم جلد دوم چی میشه:-65-::-65-:از اونجایی که زیادی کنجکاوم دوستم که جد2 رو خونده تعریفید:mrgreen:خب حالا خود داستان از خود تم داستان خوشم اومد موضوع جالبی داره:-2-38-:نثرش هم روونه اما مشکلی که توی میتراود مهتاب هم بود به شدت کش داده:-2-34-:این سهیل و ترانه خیلی می حرفن ادم خسته میشه یا سه ساعت فقط در مورد یه غذا درست کردن توضیح داده خب این برای کسایی که اشپزی بلد نیستن خوبه که حداقل درست کردن ماکارونی با اون سیر نفرت انگیز رو یاد گرفتن:-2-28-: این نویسنده به سه چیز خیلی علاقه داره1حجاب2زیبایی مریخی3سیر:-2-06-:من با حجاب مخالف نیستم و فکر می کنم بعضی وقتا واقعا لازمه ولی توی این رمان تا اینجاییش که من خوندم خیلی اغراقکرده از هر صفحه ای میخونی ده هزار بار نوشته سهیل روسریم رو سفت کرد با اینکه حجابم کامل بود.چادرم شل شده بود سفت ترش کردم جالب اینجا بود که ترانه از این گیر دادن های سهیل خسته بود ولی با این حال خودش بدتر بود و اما در مورد تعصب های سهیل خیلی الکی تعصب داشت یعنی من نمی دونم ترانه باباش سیب زمینی بود چی بود که این سهیل اقا بالا سرش بود.توی مهمونی طنازکه دیگه شورش رو در اورده بود می گفت این مهمونیا سمه:-2-19-:خب من خیلیا رو دیدم محجبه ن ولی تو این مجالس هم هستن اما کاملا پوشیده هیچ وقت هم نمی گن سمه.طرف خودش باید جنبه داشته باشه نه اینکه هی این واون مواظبش باشن زندانیش کنن ک چون زیبایی فضایی داره در خطره:-2-43-:یه جاش بود تورج مامان جان رو برده بود دکتر توی اون وضعیت که جون یه انسان در خطره گیر داده که چرا دکتر با ترانه حرفیده.در مورد زیبایی هم اغراق شده بود از بس از این زیبایی سهیل گفت خسته شدم.داستان باران رو دوست داشتم شیطنتاش قابل درک بود ولی سکوت دبیرهاشون و جرات بچه ها برای مسخره بازی سر کلاس قابل درک نبود چون بعضی از دبیرهای ما که ما ل همون موقعن میگن جرات نفس کشیدن نداشتیم حالا اینا چرادبیراشون اینجوری بودن خدا میدونه!و اصطلاحاتیم که به کار برده شده بود مال اون زمان نبود مثلا خرخون!:-2-19-::-2-19-:اگه مال1320 باشه مال دوران مادربزرگای ماست فکر نمی کنم اصطلاحی که ما الان به کار می بریم 70 سال پیش رایج باشه.ولی در کل تا اینجا از خود موضوع داستان خوشم اومده اگه انقدر اغراق توش نداشت و کشش نداده بود خیلی بهتر از این میشد

SaRa
1389،12،11, ساعت : 11:10 بعد از ظهر
به نظر من خیلی قشنگ بود
ولی یه اشکال داشت اینکه ترانه با دیدن عکس تورج هیچ عکس العملی نشون نداد
و اینکه سرنوشت ترانه و آنا کپ هم بود یه جورایی میشه گفت این کتاب نگارش قوی و
جذاب و کامل شده ی الهه ناز بود
ولی در کل من انقدر دوسش داشتم کل دو جلد رو یه روزه خوندم

oskol
1389،12،13, ساعت : 09:49 بعد از ظهر
منم با بقیه موافقم کل کل های سهیل و ترانه خیلی زیاد بود و این که در طول داستان ترانه ،سهیل از هر ده تا کلمش یکیش یوع است و این که سهیل به عینک زدن ترانه گیر می ده ولی اون جایی که با هم میرن باغ تورجینا و دست سهیل میشکنه و تورج به ترانه می گه روسریشو بده سهیل هیچی نمیگه

hiva
1389،12،21, ساعت : 04:01 قبل از ظهر
نظرات شخصی:
من این رمان و همون موقع که اومد بیرون خوندم چیز زیادی ازش یادم نیست.
نکته اینجاست که من فقط قسمت هایی که مربوط به دفتر خاطرات باران می شد و می خوندم و باقی رمان و الکی ورق می زدم.
آخه عشق ترانه و اون پسره و حرفاشون خیلی برای من یکی چندش آور بود و اصلا شخصیت هاشون و دوست نداشتم.
بعدش هم دوباره قضیه ی تکرار پیش میاد و دختره به خاطر سوء تفاهم ها، میره با یکی دیگه ازدواج می کنه و بعد که میفهمه طرف اینجوریه یا به هر دلیل دیگه ای طلاق میگیره دوباره پیش یار قبلی باز می گرده در حالی که طرفش هنوز به پاش نشسته.
آخه یعنی چی؟ من از این نویسنده معذرت می خوام اما واقعا این خیلی تکراری و مسخره شده که توی کتاب های این نویسنده حداقل اونایی که من خوندم دختره اول باید با یکی که دوسش نداره ازدواج کنه بعد چند سال جدا بشه یا طرف بمیره دوباره بعد چندسال با عشق قدیمیش روبه رو بشه و ازدواج کنه.
هم قضیه ی ترانه اینجوری بود هم باران، هم مهتاب توی اون می تراود مهتاب، هم توی رمان آرزو بود اسمش گمونم. ولی اسم دختره تو داستان فکر کنم سروناز بود. توی هر سه ی اینا همچین اتفاقی میفته.
واقعا چرا؟

Elysium
1389،12،21, ساعت : 03:34 بعد از ظهر
با هیوا جون موافقم سبک ازدواج در رمان های خانم رضاپور به شدت تکرار شده ویک روند تکراری رو داره.

asalsahar
1389،12،28, ساعت : 09:46 بعد از ظهر
نصف صفحات رو و حتي بيشترش رو اگه حذف ميشد هيچ لطمه اي به داستان نميخورد !!!! من از اين همه پرحرفي خسته شدم و اين مشكل رو كتاب ميتراود مهتاب هم داشت . اصولا نوشتن كيلويي شده و قطر كتاب نشان چيره دستي نويسندهاست متاسفانه

paradise
1389،12،29, ساعت : 12:52 بعد از ظهر
هنوز هم میگم سوژه اصلی داستان خوب بود قسمت باران هم خوب بود ولی خیلی زیاده گویی شده بود با هیوام موافقم دختره دچار یه سو تفاهم میشه بعد ازدواج می کنه و برمی گرده به همون عاشق قبلی جالبم اینجاست که اصلا دختره مجال توضیح دادن به پسره نمیده چیزی رو که تو خیلی از کتابای دیگه م دیدیم مثل خواب و بیدار.نوا.می تراود مهتاب و....یه جورایی در این رمانا دخترا به شدت زبون نفهم میشن:-2-43-:بعدشم نمیدونم چرا به قول دوستمون کیلویی نوشتن مد شده تقصیر انتشاراتیه یا نویسنده معلوم نیست ولی اخه اینجوری خواننده خسته میشه باع ث میشه کار بعدی اون نویسنده رو نخونه.من که خودم اینجوریم اگه ببینم چند تا کار یه نویسنده ای مثل هم باشه و اینجوری خسته کننده باشه دیگه نمی خونمش

Star_69
1390،01،01, ساعت : 01:42 قبل از ظهر
خوب من این کتاب رو خیلی وقت پیش خوندم اما امروز گذرم افتاد به تاپیک نقدش به نظرم سبک نویسنده با می تراود مهتاب یکی بود و حتی سیر داستان هم همین طور.بعد روایت داستان مادربزرگ و دختر یکی بود نیاز به این همه طول و تفصیل نداشت نثر خانم رضایی رو دوست دارم اما به نظرم زیادی کشش داده بودن :-2-15-:

parisa76
1390،01،18, ساعت : 11:40 بعد از ظهر
بچه یه سوال این کتاب باز باران یه جلد ، دو جلد با هم(یعنی توی یک کتابه) یا دو جلد جدا از هم و اگه جدا از هم میشه فقط بارانش رو گرفت؟

NILOUFAR
1390،01،18, ساعت : 11:49 بعد از ظهر
بچه یه سوال این کتاب باز باران یه جلد ، دو جلد با هم(یعنی توی یک کتابه) یا دو جلد جدا از هم و اگه جدا از هم میشه فقط بارانش رو گرفت؟

نه عزیزم دو جلد هستش ولی داستان ها با هم پیش میرن نویسنده همزمان کمی از داستان ترانه رو میگه کمی از زندگی باران
یعنی یه کتاب مخصوصا برای باران نیست یکی هم برای ترانه .
باید دو تارو باهم بخری بخونی

lili49
1390،01،29, ساعت : 08:08 بعد از ظهر
سلام به نظر من کتاب زیبای بود مثل رمان می تراود مهتاب دست خانم رضاپور دردنکند زیبا نوشته بود منتظر رمانهای دیگر این نویسنده هستیم

khatereater
1390،02،13, ساعت : 11:19 قبل از ظهر
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .
سلام.فکر میکنم باید شیرازی باشند.1.با توجه به اصطلاحاتی که به کار می برند.
2.با توجه به علاقه ی شخصیت اصلی داستان به خواب! و غذاهای لذیذ!
3.با توجه به شخصیت طنز داستانها!:-2-38-:

Elysium
1390،02،14, ساعت : 06:10 بعد از ظهر
با تمام این تفاسیر قلم خانم رضایی فوق العاده جذاب و گیراست من از خاطرات باران بی نهایت لذت بردم.به نظرم به نقاط قوت هم اشاره کنیم عالی میشه در کنار نقاط ضعف.

mina_bala74
1390،02،15, ساعت : 01:57 بعد از ظهر
من تازه شروع به خوندنش كردم رمان قشنگيه اما زيادى كشش داده

mina_bala74
1390،02،26, ساعت : 12:29 بعد از ظهر
من امروز اين رمان رو تموم كردم رمان خوبى بود ولى زيادى كش دار بود. انقدر هم تعريفى نبود. زياد هم خنده دار نبود كه مى گفتند. به نظر من ترانه زيادى بى دست و پا بود و زيادى افكارش رو مى گفت جورى كه من از مسير داستان منحرف مى شدم. به نظر من مى تراود مهتاب خيلى بهتر و قشنگ تر و خنده دار بود.

یگانه
1390،02،26, ساعت : 01:07 بعد از ظهر
خوب من این کتاب رو تازه خوندم ... زیاد اهل نقد نیستم


مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود. توی جلد اول، داستان ،جذاب و گیرا بود ولی در جلد دوم احساس میکردم داستان کسالت بار و کشدار شده به شخصه شعارهای باران که چند مرتبه با افتخار میگفت : ((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))، من رو ناراحت میکرد چون متاسفانه یه نوع ظاهر بینی صرف رو رواج میده ، داستان و شخصیت ترانه رو بیشتر از باران پسنددم ، چون یه جورایی قصه باران ( با توجه به شباهتش به رمان دورگه )) همونطور که دوستان اشاره کردن تکراری بود . و عجیب این بود که اون همه شیطنت باران بعد از دوره دبیرستان تموم شد و تبدیل به یه دختر مظلوم و بی زبون شد .
مسئله اغراق در زیبائی قهرمان داستان هم که متاسفانه ایراد کار 99% نویسندگان ما هست . معلوم نیست این دخترهای زیبایی که هر جا میرن همه عاشقشون میشن رو چرا توی واقعیت نمی بینیم

با نظر هدیه جان کاملاً موافقم.

رمانش کشش داره اما می تونست تو یه جلد باشه فقط خاطرات باران که توسط نوه اش مرور می شه ... جلد دومش منو یاد سریالهای tv خودمون می نداخت چون دقیقه ای بهشون پول می دن آب می بندن.

فقط می تونم بگم از خوندش پشیمون نیستم ولی از اون رمانهایی نیست که چندسال دیگه دستم بگیرم و رغبت کنم دوباره بخونمش.

bitanaz
1390،02،26, ساعت : 01:45 بعد از ظهر
سلام
آخه دوستان شفیق میاید و کتابهای جدید و قشنگ را معرفی میکنید که البته لطف میکنید فکر دل سوختن ما را هم که به کتابها به جز از طریق سایت خوب شما از راه دیگه ای دسترسی نداریم و ناشرین عزیز هم اجازه گذاشتن رو سایت را نمیدان میکنید
من که حالا به علت اعتیاد زیاد تا چند شب از فکر این کتاب خوابم نمیبره
ببخشید اگر جای این پست اینجا نبود آخه یه دفعه خیلی دلم گرفت:-102-::-20-:

osweh
1390،04،11, ساعت : 02:04 بعد از ظهر
اول که از خانم رضاپور ممنون به خاطر نوشتن رمان هایی به این شیوایی ... :-2-40-:
با اینکه این رمان هیچ وقت جای "میترواد مهتاب" رو نمی گیره ولی باز هم نمی شه جذابیتشو کتمان کرد ...
به نظرم یه مشکلی که داشت این بود که دو تا داستان قاطی پاتی شده بود ... بعضی موقع ها که من کلا خانواده هاشون و حتی زندگیشونو با هم قاطی می کردم. به نظرم اگه جدا جدا نوشته بودن بهتر بود ...یعنی بهتر بود اول دفتر خاطرات باران رو می خوند بعد به زندگی خودش می رسید تا اینقدر شیرتو شیر نشه ...
در ضمن از دست ترانه دیگه حرصم درومده بود ... خیلی دختر بیخودی بود ... هم از لحاظ اخلاقی هم روحی و روانی...!!! حالا دلیل نمی شه هر کی با ایمانه و یا محجوبه ، اینقدر دست و پاچلفتی و بی دست و پا باشه ...!!!
راستی یه موضوعی که برام جالب بود ، شباهت ظاهری شایان در میترواد مهتاب و خسرو خاتم بود ... فکر کنم خانم رضاپور از چهره این مدلی خیلی خوششون میاد :mrgreen:

ftm73
1390،05،11, ساعت : 11:26 بعد از ظهر
من این رمان و تازه گرفتم ولی با نظراتی که شما دادین ...یه خورده برای خوندنش سست شدم ععنی نخونم انقد بده؟

دختر پارسی
1390،05،12, ساعت : 12:13 قبل از ظهر
سلام-ممنون از رماناي قشنگتون البته من هنوز اين رمان نخوندم مي خواستم بدونم ارزش وقت گذاشتن رو داره يا نه؟!

osweh
1390،05،15, ساعت : 01:30 بعد از ظهر
ارزش خوندن که داره .... مخصوصا اگه رمان می ترواد مهتاب رو دوست داشتی اینو هم حتما بخون ... قشنگه ... :-2-41-:
اگه اینجا بعضی ها از رمانی انتقاد می کنن دلیل بر بدی یا زیرسوال بردن کل رمان نیست ...
نظر شخصی من که این بود بیقه رو نمی دونم !!!!!

*~Faezeh~*
1390،05،15, ساعت : 06:30 بعد از ظهر
خيلي قشنگه مخصوصا داستان باران

.Anahit.
1390،05،18, ساعت : 02:09 قبل از ظهر
به نظر من قشنگ بود.
یه جاهایی زیادی کشش داده بود. شایدم چون تو امتحانای ترم 2 میخوندم اینجوری به نظرم اومد! :-2-35-:
در کل دوسش داشتم. ولی یه سری از ویژگی های شخصیت ترانه رو دوس نداشتم. شایدم باز تقصیر منه که خودم و میذارم جای شخصیت اصلی و بعضی وقتا نمیتونم باهاش کنار بیام!

نگین
1390،05،18, ساعت : 10:17 قبل از ظهر
رمان خیلی زیبایی بود
عاشق شخصیت بارانم.
ارزش خوندنو داره......:-2-40-:

babasi
1390،05،21, ساعت : 10:11 بعد از ظهر
خب من تازه اين رمان تموم كردم به نظرم رمان قشنگي بود. البته خالي از اشكال هم نبود. جلد اولش كه بيشتر به زندگي باران پرداخته شده بود و جلد دومش هم به زندگي ترانه نوه باران.
به نظرم نويسنده خوب تونسته بود بين دو نسل كاملا متفاوت ارتباط برقرار كنه. در عين حال سادگي خاصي كه تو قلم نويسنده ديده ميشد.
اما نكته اي كه باعث شد به نوعي داستان براي من غير واقعي جلوه كنه اين بود كه نويسنده خيلي به مسائلي مثل زيبايي، و زيبايي دوستي پرداخته. مثلا باران همه ش ميگه من عاشق زيبايي هستم و از آدمهاي خوشگل هم خوشم مياد كه اين مسئله خيلي به چشم مياد و منو به عنوان يه خواننده اذيت مي كنه.
نكته بعدي كه به نظرم لازم بود اين جا بهش اشاره كنم هم مربوط به اشكالات و به نوعي سوتي هاي داستان ميشه كه از نظر من بيشتر اين اشكالات مربوط به ويراستار رمان ميشه. كه به نظرم خيلي خوب از عهده اين كار برنيومده. مثلا جايي از داستان كه مربوط به سال 23 ميشه اشاره شده كه مثلا مادر در رو با آيفون باز كرد كه اين يه خرده از نظر تطبيق زماني مشكل داره. بعيد مي دونم تو اون دوره از تاريخ آيفون وارد ايران شده باشه.
ديگه اين كه يه سري اصطلاحاتي كه باران در دفتر خاطراتش به كار برده و بهش اشاره كرده، هم خيلي منطقي نيست كه باور كنيم اينها اصطلاحاتي است كه يك دختر نوجوون دهه 20 به كار مي برده.
در هر صورت من از اين رمان خيلي خوشم اومد و به نوعي قصه ش برام دلنشين بود، و تونستم باهاش ارتباط برقرار كنم. و به نويسنده اين رمان به خاطر خلق همچين اثري خسته نباشيد ميگم و اميدوارم كه كارهاي بعديشون بهتر و دلنشين تر باشه.:-2-40-:

M.R.K
1390،05،26, ساعت : 12:58 بعد از ظهر
اسم کتاب خوب انتخاب شده بود
خاطرات باران بهتر از ترانه بود شخصیت ترانه زیاد دلچسب نبود

mina_bala74
1390،05،27, ساعت : 04:11 بعد از ظهر
نویسنده: مریم رضاپور
ویراستار: مرضیه هاشمی
انتشارات : علی
تعداد صفحات:۱۳۶۴ص
چاپ: اول بهار ۱۳۸۹
قیمت: ۲۲۰۰۰ تومان
(دو جلدی)

http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif

شخصیت های داستان:
ترانه،تورج،سهیل
باران ،خسرو
ترانه: پوست سفید،موهای لخت و روشن،چشم هی عسلی،لپهای قندی،شکمو،یکدنده،نجیب،
خجالتی،عاقل
تورج: بلند و کشیده،موهای مشکی و حالت دار،چشمان درشت و سیاه،ابروهای پر و پیوندی،نگاهی گرم
و دلنشین،یک نیمه برجسته اندازه ی ماش گوشه چشمش،یک خال بزرگتر از عدس هم سمت چپ
گردنش که برجسته نیست،دارای صدای قشنگ،باوقار،جذاب،متشخص

http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
(http://www.pichak.net/)

خلاصه داستان: داستان درباره ی دختریست به نام ترانه که عاشق و دلبسته ی دوست برادرش سهیل
شده اما با پی بردن به موضوعی از علاقه اس نسبت به تورج کاسته میشود و تورج که از علت این
بی توجهی سر در نمی آورد در صدد رفع این سوءتفاهم برمی آید اما ترانه حاضر به گوش دادن به حرف
های او نیست و همین امرسبب رخ دادن اتفاقاتی ناخوش آیند میشود،ترانه با وجود خواندن سرگذشت
آنا مادربزرگش(باران)با زندگی آشتی نمیکند و همه ی مردان را از یک دید می نگرد و در اینجاست که
تورج با برافروختن آتش حسادت او،عشق فراموش شده اش را به وی یادآوری میکند و ..........

http://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gifhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
(http://www.pichak.net/)

نظر من: اسم کتاب واقعا برازنده کتاب بود و با موضوعش هم همخونی داشت.خاطرات باران هم خنده
دارتر و هم قشنگ تر از زندگی ترانه بود.قلم نویسنده بسیار زیباست اما میشد تو یه جلد هم تموم
بشه.در کل میتونم بگم محشر بود و حتما تهیه اش کنین.(راستی قسمت خاطرات باران خیلی خنده
داره)

sar-almaz
1390،08،11, ساعت : 05:26 قبل از ظهر
من اين كتاب رو خيلي دوست داشتم وخيلي هم با اون خنديدم و نويسنده دو زمان رو خيلي خوب با هم تلفيق كرده بود و خيلي يك دست داستان رو پيش ميبرد ودر مورد حرافي شخصيتها خوب اين بستگي به سليقه افراد داره من خودم از اين خود در گيري كه شخصيت داستان با خودش داره و با خودش حرف ميزنه خوشم مياد اما خوب نبايد در همه اثار يك نويسنده به چشم بخوره وعلت تكرار داستان دو رگه در اين كتاب به اين خاطر كه ديگه تجديد چاپ نميشه و چون گويا طرفدار زياد داشته كه سراغ اون رو از خانم رضاپور ميگيرن ايشون تصميم ميگيرن كه به اين صورت داستان رو در اختيار علاقمندان قرار بدن در ضمن ايشون مشهدي هستن ونه شيرازي فقط به نظر من هم شخصيت باران خيلي تغيير كرد و در نقش مادر بزرگ كاملا معمولي بود و اثاري از شيطنت نداشت در صورتيكه چنين خصلتهايي مثل شيطنت و يا ارام بودن همراه شخص باقي ميمونن ودر مورد خسرو هم با اون همه جذبه كه ترانه ميگفت هنوز هم در اون ديده ميشه يه جا كه پسر دوستش رو به عنوان خواستگار معرفي ميكنه و سهيل شديدا مخالفت ميكنه به نظرم خيلي راحت كوتاه اومد و حرف سهيل رو پذيرفت و احساس ميكردي كه خسرو اول داستان نيست و در كل با اينكه دو داستان رو دوست داشتم اما ماجراهاي باران و خسرو يه چيز ديگه بود اميدوارم كه شاهد كارهاي زيباتري از خانم رضاپور باشيم اوه راستي در مورد ازدواج در رمانها ان هم بصورت اين قدر احمقانه كه طرف كه اون هم معمولا دختر داستانه بخاطر لجبازي با پسر داستان ميره و ازدواج ميكنه و بعد جدا ميشه و دوباره بر ميگرده با همون شخص شديدا مخالفم و بنظرم عشقي قشنگه كه براي هم باشن و براي هم بمونن و شخص سومي اين وسط پيدا نشه:-2-41-:

chrysalis
1390،08،14, ساعت : 10:51 بعد از ظهر
رمان خیلی قشنگ بود...منم با دوست عزیزم موافقم خاطرات باران زیبا ترین قسمت کتاب بود .
و من واقعا ازش لذت بردم...کتاب خوندنی بود...واقعا قشنگ بود .
البته نواقص و کاستی ها یی هم داشت اما اونقدر شخصیت پردازی ها قشنگ بود که خیلی به چشم نمی اومد:-2-14-:

eli5
1390،09،05, ساعت : 09:34 بعد از ظهر
بی نهایت کتاب قشنگیه با اینکه قیمتش خیلی بالاست ولی ارزش خریدنشو داره. کلا قلم خانم رضاپور خیلی عالیه.

محبوبه_م
1390،09،07, ساعت : 01:18 قبل از ظهر
اول رمان از لحن عامیانه اش زیاد خوشم نیومد ولی هر چه که جلو تر رفتم دیدم نقطه قوت داستان توی لحن ساده و عامیانه بودنشه...... داستان خیلی و روان نوشته شده بود.....
مخصوصا خاطرات باران زیبایی خاص خودش را داشت.

Elysium
1390،09،09, ساعت : 06:22 بعد از ظهر
خوب بود زياد جالب نبود ولي در كل خوب بود ممنون

دوست عزیز فکر کنم این نقد شما خیلی دو پهلوست.اصلا مشخص نیست.آخر خوب بود یا بد؟
یکم هم منصفانه تر قضاوت کنیم بد نیست:-2-28-:

Farnaz
1390،09،09, ساعت : 09:25 بعد از ظهر
سلام دوستان

هرکی این کتاب رو میخواد ایمیلشو واسم بفرسته تا براش سند کنم




کاربر محترم برای ایمیل چیزی فرستاده نمیشه


خوب بود زياد جالب نبود ولي در كل خوب بود ممنون
پست شما اسپم محسوب میشه و خلاف قوانین سایت هست

YA29+1
1390،12،19, ساعت : 01:17 بعد از ظهر
اسم معلم باران چي بود؟هموني كه با باران ازدواج كرد.يادم رفته

paradise
1390،12،19, ساعت : 02:51 بعد از ظهر
اسم معلم باران چي بود؟هموني كه با باران ازدواج كرد.يادم رفته
خسرو..............

aylin-72
1391،01،14, ساعت : 01:01 قبل از ظهر
رمانای مریم رضاپورو از کجا میتونم دانلود کنم؟؟؟
من فقط میتراود مهتابو خوندم:-2-30-:

عزیزم این کتاب برای نشر علی و به درخواست ناشر روی سایت قرار نمی گیره :-2-40-:

fadiya
1391،01،24, ساعت : 03:56 بعد از ظهر
یکی از مشکلات بزرگ کتاب زیاد گویی بود که اگر این نبود کتاب در یک جلد و زیباتر می شد.
من کلی از صفحات و که پر حرفی ها و زیادگویی های باران بودو بدونه خوندن ورق می زدم.
یکی از نکاتی که در کتابهای خانوم رضاپور هست اینکه ؛وابستگی زیاد شخص اول داستان به مادربزرگش و نقش کمرنگ مادر خودش. چه در این کتاب و چه در کتاب می تراود مهتاب. که این حس و بهم القا می کنه این نویسند با مادرش رابطه صمیمانه ای نداره و فاصله زیادی بین خودش و مادرش می بینه.در هر دو کتاب نقش مادر کمرنگه و جای این نقش به مادر بزرگ داده شده.
یک سری دیالوگها تو هر دو کتابشون یکی هست.
من خاطرات ترانه رو بیشتر از باران دوست داشتم از شخصیت سهیل خوشم میومد که این شخصیت در کتاب می تراود مهتاب به فربد،دایی مهتاب اعطا شده بود.
در کل کتاب زیبایی بود البته اگه در یک جلد می بود و زیادگویی ها حذف می شد.
یکسری کتابها کشدارشدن بی خودی دارن برای بیشتر کردن تعداد صفحات که این کتاب برای من اینطوری بود .

honey_x
1391،04،21, ساعت : 09:10 بعد از ظهر
سلام یه ایرادی که این سایت داره اینه که آدم بعضی سوالارونمیدونه کجابایدتایپ کنه چون هرسوالی رونمیشه هرجایی نوشت.من چندوقت پیش تویکی ازسایتادیدم نوشته بوداگه سوالی داری که نمیدونی کجای سایت بایدبپرسی اینجاروکلیک کن.این خیلی ایده عالی بودلطفاشماهم این کاروانجام بدین آدم ازسردرگمی دراد.ممنون ازمدیریت سایت.

شما عنوان تاپیک و مطالعه کردید؟؟ هر بخشی قوانینش بصورت موضوع مهم نمایش داده شده! سوالاتون در سرآغاز انجمن و تاپیک های مرتبطش بپرسید و اگه سوال مهمی هم دارید از مدیران بخش مربوطه که اسامیشون انتهای هر بخش مشخص شده بپرسید! لطفا منبعد توجه بیشتری کنید و هرجایی پست ندید! ممنونم

طلایه 63
1391،04،26, ساعت : 09:35 قبل از ظهر
سلام
باز باران
قبلیه ادم خوارها را توی فیلما دیدید.
من با خوندن این رمان احساس کردم من هم الان خورده میشم.:-2-06-:
رمانی که توی هر صفحش حرف از شکمه........................
تمام هم وغم خانم رضاپور سیر کردن شکم شخصیتهای محترم بود.
یک رمان دو جلدی با شخصیتهای کاملا شکم پرور چیزه دیگه ای نمیشه گفت .
از اول رمان بحث بین ترانه وسهیل برسر غذاست.تمام دوهفته ای که تورج وترانه با هم بودن .این ترانه یا در حال اماده کرن غدا برای تورج بود یا جناب تورج خان در حال خرید مایحتاج ترانه خانم.:-2-43-:
سهیل حالم رو بد کرد چقدر ادم باید شکم پرست باشه .هر چیزی هم اندازه داره:-2-36-:
نویسنده محترم میتونست این رمان رو توی یک جلد تمام کنه ولی انگار دوست داشته اب رو ببنده به رمان ویک رمان ابکی تحویل مردم بده.
واما باران یک ادم ظاهر بین کسی که تو اون رو با خوندن خاطراتش میشناسی .شخصیتی که عاشق خوشگلاست:-2-28-:
شخصیتی که حتی توی مراسم تشیع جنازه مادر تورج هم به زیبای سهیل افتخار میکنه:-2-28-:فکر کنم نویسنده گرامی فراموش کردن اساسا جای که دارند متوفا را دفن میکنند جایه برای یاداوریه اینکه کمی دست از سطحی نگری بودن برداریم ولی انا جان اونجا هم دنبال چیز دیگری هستند.
یک سوال حدود 40 -50 سال پیش همه خانه اف اف داشتند؟یا اینکه مدارس ما انقدر مجهز بودن که شوفاژ داشته باشند؟ا
خانم رضا پور زمانهای داستان رو گم کرده بود یانه ؟به نظر من نویسنده از زمان استفاده کرده بود فقط برای اینکه باران رو بدون حجاب معرفی کنه اون میخواسته زیبای باران هر چه بیشتر خودش رو نشون بده حالا چه بهتر که در زمانی باشه که حجابی نبوده واتفاقا یا دائم داره باران میاد یا برف:-2-28-:
واما موضوع تا کی ما باید شاهد این باشیم که یا شخصیت اول زن داستان با یک مرد خیانت کار مواجهه میشه یا شخصیت مرد داستان یک زن بد نصیبش میشه:-2-28-:واز قضا هر دو طلاق میگیرند وزمانه کاری میکنه که این بشخصیتهای محترم به عشق اولشون برسند.
ترانه با خیانت افشین روبه رو میشه.تورج با خیانت زنش:-119-:باران بچه دار نمیشده .خسرو توی زندگی مشکل داشته خانمش میخواسته خواننده بشه و...:-2-41-:
به نظر من یک رمان کاملا سطحی رمانی که هیچ خرفی برای گفتن نداره .
بهتر بود نویسنده محترم قبل از اینکه دست به نوشتن بزنند یک سری به دادگاه های خانواده میزدند .مشکلات خانوادهای ما فقط خوشگلی یا خیانت زن به شوهر یا شوهر به زن نیست .
چرا این در نظر گرفته نمیشه که مخاطبان این رمانها دختران جوان هستند .
این که توی رمانها دست بر قضا بعد از یک زندگی ناموفق که نهایتش 2 -3 ساله بعد از جدای یک دفعه عشق اول شخصیتها سر وکلشون پیدا میشه واونوقت زندگی اغاز میشود.
چه برسر اندیشه دخترای جوان ما میاره :-2-28-:انگار کسی نمیخواد به خودش یک تکونی بده ویک فکری برای این موضوع بکن.
این موضوعات با این اتفاقات خاص جفا در حق خوانندهای جوانه :-2-28-:

r!ma
1391،04،31, ساعت : 10:14 قبل از ظهر
خوب سرگذشت باران جذاب تر از ترانه بود

:-2-35-:
من کتاب دورگه رو نخوندم
اما فکر میکنم اگه سرگذشت باران یه کتاب جدا بود ترانه هم جدا بهت میشد اینطوری رمان یه طوری شده:-2-35-:

varta
1391،06،06, ساعت : 05:38 بعد از ظهر
باز باران عالی بود. واقعا محشر بود بیشتر از ده بار خوندمش، خیلی داستان گیرایی بود همه داستان عالی بود ولی قسمتهای مربوط به گذشته باران یه چیز دیگه بود. کتابی واقعا دوست داشتنی بود.

sarina_jo0o0on
1391،06،15, ساعت : 03:59 بعد از ظهر
انقدر بد بود نمی دونم چی بگم!!!!!!!
نصف کتاب که هی دختره می گفت چادر روم کشیدم زیر چادر خوابیدم خامه خوردم :-2-28-:
الکی کشش داده بود پولتونو هدر ندید زیادی پسر ندیده بود:-2-33-:
در کل مزخرف بود:-2-36-:

paradise
1391،06،15, ساعت : 04:41 بعد از ظهر
سلام
باز باران
قبلیه ادم خوارها را توی فیلما دیدید.
من با خوندن این رمان احساس کردم من هم الان خورده میشم.:-2-06-:
رمانی که توی هر صفحش حرف از شکمه........................
تمام هم وغم خانم رضاپور سیر کردن شکم شخصیتهای محترم بود.
یک رمان دو جلدی با شخصیتهای کاملا شکم پرور چیزه دیگه ای نمیشه گفت .
از اول رمان بحث بین ترانه وسهیل برسر غذاست.تمام دوهفته ای که تورج وترانه با هم بودن .این ترانه یا در حال اماده کرن غدا برای تورج بود یا جناب تورج خان در حال خرید مایحتاج ترانه خانم.:-2-43-:
سهیل حالم رو بد کرد چقدر ادم باید شکم پرست باشه .هر چیزی هم اندازه داره:-2-36-:
نویسنده محترم میتونست این رمان رو توی یک جلد تمام کنه ولی انگار دوست داشته اب رو ببنده به رمان ویک رمان ابکی تحویل مردم بده.
واما باران یک ادم ظاهر بین کسی که تو اون رو با خوندن خاطراتش میشناسی .شخصیتی که عاشق خوشگلاست:-2-28-:
شخصیتی که حتی توی مراسم تشیع جنازه مادر تورج هم به زیبای سهیل افتخار میکنه:-2-28-:فکر کنم نویسنده گرامی فراموش کردن اساسا جای که دارند متوفا را دفن میکنند جایه برای یاداوریه اینکه کمی دست از سطحی نگری بودن برداریم ولی انا جان اونجا هم دنبال چیز دیگری هستند.
یک سوال حدود 40 -50 سال پیش همه خانه اف اف داشتند؟یا اینکه مدارس ما انقدر مجهز بودن که شوفاژ داشته باشند؟ا
خانم رضا پور زمانهای داستان رو گم کرده بود یانه ؟به نظر من نویسنده از زمان استفاده کرده بود فقط برای اینکه باران رو بدون حجاب معرفی کنه اون میخواسته زیبای باران هر چه بیشتر خودش رو نشون بده حالا چه بهتر که در زمانی باشه که حجابی نبوده واتفاقا یا دائم داره باران میاد یا برف:-2-28-:
واما موضوع تا کی ما باید شاهد این باشیم که یا شخصیت اول زن داستان با یک مرد خیانت کار مواجهه میشه یا شخصیت مرد داستان یک زن بد نصیبش میشه:-2-28-:واز قضا هر دو طلاق میگیرند وزمانه کاری میکنه که این بشخصیتهای محترم به عشق اولشون برسند.
ترانه با خیانت افشین روبه رو میشه.تورج با خیانت زنش:-119-:باران بچه دار نمیشده .خسرو توی زندگی مشکل داشته خانمش میخواسته خواننده بشه و...:-2-41-:
به نظر من یک رمان کاملا سطحی رمانی که هیچ خرفی برای گفتن نداره .
بهتر بود نویسنده محترم قبل از اینکه دست به نوشتن بزنند یک سری به دادگاه های خانواده میزدند .مشکلات خانوادهای ما فقط خوشگلی یا خیانت زن به شوهر یا شوهر به زن نیست .
چرا این در نظر گرفته نمیشه که مخاطبان این رمانها دختران جوان هستند .
این که توی رمانها دست بر قضا بعد از یک زندگی ناموفق که نهایتش 2 -3 ساله بعد از جدای یک دفعه عشق اول شخصیتها سر وکلشون پیدا میشه واونوقت زندگی اغاز میشود.
چه برسر اندیشه دخترای جوان ما میاره :-2-28-:انگار کسی نمیخواد به خودش یک تکونی بده ویک فکری برای این موضوع بکن.
این موضوعات با این اتفاقات خاص جفا در حق خوانندهای جوانه :-2-28-:
موافقم.بخصوص اینکه کل داستان اینا داشتن سیر میخوردن:-2-42-::-2-06-:کلا توی این کتاب همه چیز سطحی نگر بود.اغراق تو زیبایی.حجاب.خلاصه همه چیز.خود رمان هم یه رمان سطحی بود.ولی خدایی خواننده های جوون هم اونقدر عقل دارن که بدونن واقعیت با کتاب فرق میکنه:-2-41-:

esike
1391،09،09, ساعت : 01:45 بعد از ظهر
به نظر من هم کتاب خبلب خوبی بود...
شیطنت شخصیتای داستان فضا رو جذاب تر کرده بود...
این هم مثل می تراود مهتاب قشنگبود اما توی این کتاب قلم خانوم رضاپور بهتر و پخته تر شده بود...

زنوس
1391،12،17, ساعت : 10:05 بعد از ظهر
سلام به دوستان عزیز، نمی خوام نظراتم در مورد کتابهای نشر علی تکراری باشه ولی مگه این نویسنده های این نشر می ذارن! باز هم کش دادن زیاد موضوع و آب بستن . البته من شنیدم نشر علی اثرات زیر پانصد صفحه را قبول نمی کند. شاید به این دلیل این نویسندگان عزم خود را در این زمینه جزم کردند. به نظر من خیلی از دیالوگهای این کتاب شبیه کتاب می تراود مهتاب است. با این که شخصا از قلم خانم رضاپور بخصوص در بیان احساسات درونی اش نسبت به دور و برش و دیالوگ های خودمانی اش خوشم می آید ولی بعضی اوقات تکرار این دیالوگ ها واقعا خسته کننده می شود. البته من یک پیشنهاد نیز به این نویسنده محترم دارم اینکه در کنار رمان کتابی هم در زمینه آشپزی بنویسند. مطئنم موفق می شوند. :-2-27-:

ronai
1392،05،22, ساعت : 02:52 بعد از ظهر
الان که رمان خارجی "گردنبندم را پیدا کن "رو می خوندم یه حسی منو به رمانهای باز باران و میترواد مهتاب نزدیک می کرد نه صرفا شباهت موضوعی شاید نگارش و جملات آشنا شاید !
در مورد باز باران زندگی باران بیشتر جنبه سرگرمی داشت و کلا از واقعیت دور بود. شیطنت های دختر اون نسل که حتی با الان هم قابل قیاس نیست.همین طورراجع به دوره سپاه دانش اون زمان فکر کنم باید یک دوره آمادگی نظامی قبل از شروع تدریس در روستا می گذروندن.
شخصیت تورج که فقط خوب جلوه داده شده بود با اون رفتار ضدو نقیض و امید واهی به ترانه
نهایتا غیرت سهیل هم بااون نمایش ساختگی و مضحک آخر رمان زیر سوال رفت.

عمه حمی
1392،08،18, ساعت : 01:13 قبل از ظهر
چند سال پیش که رمان منتشر شد آنقدر تعریفش را شنیده بودم که بیصبرانه مشتاق خواندنش بودم
خداییش خانم رضاپور نثری زیبا دارد که خواننده از خواندن رمانش پشیمان نمی شود اما به نظرمن یک جلد برای این کار کافی بود حیف است اجبار انتشاراتی کیفیت همچنین کتابی راپایین بیاورد

پرمیس
1393،03،22, ساعت : 11:57 قبل از ظهر
به نظرم کتاب خوبی.به خصوص که من عاشق این قلم پر از شادابی و شیطنت خانم رضا پور هستم.با باران بیشتر ارتباط برقرار کردم همونطور که با مهتاب در میتراود مهتاب.ولی از ترانه زیاد خوشم نیومد.همینطور از تورج با اون کار مسخره آخره کتاب.
خسرو خاتم هم که ظاهری شبیه به شایان میترواد مهتاب داشت ( سیبیلاش مخصوصا) ولی من خوشم میاد از هردو
در کل من خوشم اومد چون فکر میکنم این قلم ایشون با بقیه نویسنده ها متفاوته
موفق باشید