PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : باز باران | مریم رضاپور | معرفی و نقد کتاب



صفحه ها : [1] 2 3 4

Elysium
1389,08,22, ساعت : 06:17
رمان خیلی قشنگی بود من که حسابی ازش خوشم اومد .داستان زندگی ترانه وباران رو در خودش جا داده.ترانه تو زندگی بهش خیانت شده و...
شیطنت های بارن وسهیل محشره...:-2-06-::-2-32-:
قلم خانم رضاپور نسبت به می تراود مهتاب خیلی پخته تر شده بود وکلی نگارش کتاب عالی بود.همین جور فضا سازی ها.

lucy
1389,08,22, ساعت : 12:47
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .

Elysium
1389,08,22, ساعت : 14:00
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .
____________

نه متاسفانه بیوگرافی هم نمی دن.قسمت باران همون کتاب دورگه است که خانم رضاپور با یه ویرایش جدید همراه با داستان ترانه چاپش کردن.واین باعث شد خیلی از طرفدارها صدای اعتراضشون در بیاد.:-2-37-:

~alone angel~
1389,08,22, ساعت : 15:15
به نظر من کتاب قشنگیه.شیطنت های باران مثل مهتاب در میتراود مهتاب جالب بود.کتاب خیلی طولانی بود.نویسنده بعضی جاها رو الکی کش داده بود.به نظر من داستان باران جذاب تر از ترانه بود.

Elysium
1389,08,22, ساعت : 15:34
این کتاب تو سایت هست؟

------------
نه عزیزم مال انتشارات علی هستش وناشر اجازه انتشار تو سایت رو نمیده.

هدیه
1389,08,22, ساعت : 20:10
مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود. توی جلد اول، داستان ،جذاب و گیرا بود ولی در جلد دوم احساس میکردم داستان کسالت بار و کشدار شده به شخصه شعارهای باران که چند مرتبه با افتخار میگفت : ((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))، من رو ناراحت میکرد چون متاسفانه یه نوع ظاهر بینی صرف رو رواج میده ، داستان و شخصیت ترانه رو بیشتر از باران پسنددم ، چون یه جورایی قصه باران ( با توجه به شباهتش به رمان دورگه )) همونطور که دوستان اشاره کردن تکراری بود . و عجیب این بود که اون همه شیطنت باران بعد از دوره دبیرستان تموم شد و تبدیل به یه دختر مظلوم و بی زبون شد .
مسئله اغراق در زیبائی قهرمان داستان هم که متاسفانه ایراد کار 99% نویسندگان ما هست . معلوم نیست این دخترهای زیبایی که هر جا میرن همه عاشقشون میشن رو چرا توی واقعیت نمی بینیم :-2-43-:

daneshmand
1389,08,22, ساعت : 22:52
سلام من عضو جدیدم میشه کتاب باز باران رو برام بذارید ممنون میشم.
اين كتاب متعلق به انتشارات علي هست و به درخواست ناشر، روي سايت قرار نمي گيرد:-2-40-:

mahbano
1389,11,04, ساعت : 19:17
مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود. توی جلد اول، داستان ،جذاب و گیرا بود ولی در جلد دوم احساس میکردم داستان کسالت بار و کشدار شده به شخصه شعارهای باران که چند مرتبه با افتخار میگفت : ((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))، من رو ناراحت میکرد چون متاسفانه یه نوع ظاهر بینی صرف رو رواج میده ، داستان و شخصیت ترانه رو بیشتر از باران پسنددم ، چون یه جورایی قصه باران ( با توجه به شباهتش به رمان دورگه )) همونطور که دوستان اشاره کردن تکراری بود . و عجیب این بود که اون همه شیطنت باران بعد از دوره دبیرستان تموم شد و تبدیل به یه دختر مظلوم و بی زبون شد .
مسئله اغراق در زیبائی قهرمان داستان هم که متاسفانه ایراد کار 99% نویسندگان ما هست . معلوم نیست این دخترهای زیبایی که هر جا میرن همه عاشقشون میشن رو چرا توی واقعیت نمی بینیم :-2-43-:



خصوصا شرمندم ولی چه دختر چه پسر توی همه ی رمانا
پسره خوشگل خوشتیپ با چشمای رنگی که نمیدونی چه رنگیه خیلی خوشگل محجوب
اگه یکی از این رمانا سعی میکرد زندگی عادی رو نمایش بده عالی میشد زندگی عادی ی دختر عادی

23252
1389,11,04, ساعت : 21:14
تارا جون كتاب باز باران خيلي خيلي بهتر بود. داستان باران فوق العاده بود فقط اگه داستان بارانو ترانرو جدا مي نوشتن جذاب تر بود.شخصيت ها همه پر انرژي و با حال بودن.اخرشم خوب بود.

بهار90
1389,11,10, ساعت : 01:21
به نظر من کتاب دو دو حالت متضاد داشت، جلد اول روکه دست می گرفتی خیلی خوب بود، واقعا قشنگ بود اما جلد دومش برعکس، یه چیز متوسط بود، در کل با اینکه کتاب خوبی بود اما به نظرم ارزش 23هزار تومان رو نداشت.

*dorsa*
1389,11,13, ساعت : 19:14
به نظر من کتاب فوق العاده ای بود...
من رمان می تراود مهتاب رو خیلی دوست داشتم مخصوصا شیطنت های مهتاب رو، برای همین هم رمان بعدی این نویسنده رو خوندم و به نظرم این رمان رو دست می تراود مهتاب بلند شده بود. مخصوصا داستان باران.
در کل کتاب عالی بود و ارزش پول دادن رو داشت.

NILOUFAR
1389,11,28, ساعت : 14:29
آغاز جان شما که "نوا" رو هم خوندی میشه بگی به نظرت "نوا" قشنگتره یا "باز باران"؟:-2-37-:
رو دست نوا که نیومده اصلا :-2-28-: اصلا هیچی قابل مقایسه نیست با اون :-2-36-:
نه این رمان قشنگی هست همون تم میتراود مهتاب رو داره :-2-38-:


مشکل بزرگ کتاب پر گوئی بود.
((خدا میدونه که من خوشگلها رو دوست دارم دور و برم رو پر خوشگل کرده ))،

اولین مشکل همینجوری که هدیه گفت پرگویی هستش خیلی حرف میزنن وای
اصلا آدم کلافه میشه هرچند بعضی حرفاشون جالبه ولی وقتی از حد بگذره خسته کننده میشه:-2-41-:
این جمله ای هم که باران میگه خیلی بدم میاد خیلی جاها هم مسخره میکنه چهره ها کلا ملاکش زیباییه :-2-41-:

من اولاشم هنوز
ولی چند تا مورد تو ذهنم بود گفتم تا نپریده بگم
اول اینکه ظاهرا سال 1320 هستش بعد باران وقتی خاطره مینویسه از کلمات امروزی استفاده میکنه شارژ و ایول و این چیزا
امکانات زندگیشونم به سال 20 نمیخوره
بعد ترانه مگه تو چه سالی زندگی میکنه که سهیل میگه عینک افتابی نزن:-2-37-: تعصبی بودن وو غیرتی بودن یه چیزه ولی تو مغرم نمیره کسی سر عینکم غیرتی بشه
در صورتی که سهیل خودشم استفاده میکنه حتما سهیل واسه زیبایی میزنه خودش که اینجور میگه:-2-31-:
تا اینجا که خوندم هی این اختلاف زمانی باعث میشه بره رو مخم مخصوصا قسمتهای باران
البته من خبر ندارم و اطلاعاتم کمه ولی کتاب های اون زمان اندازه الان زیاد نبود مثلا کتاب حرفه و فن رو تو سال آخر دارن !!!
شایدم من اشتباه میکنم اگه کسی دقیق خبر داره واسه منمم توضیح بده ممنون :-2-38-:

sama33
1389,12,02, ساعت : 12:47
کاش خلاصه ای ازش می گفتید چون منم امانت گرفتم میخوام بخونمش ولی اینجور که از نظرات مشخصه زیاد تعریفی نداره .

ولی رمان میترواد مهتاب بسیار قشنگ و سرگرم کننده بود خیلی دوستش دارم .

NILOUFAR
1389,12,02, ساعت : 12:55
کاش خلاصه ای ازش می گفتید چون منم امانت گرفتم میخوام بخونمش ولی اینجور که از نظرات مشخصه زیاد تعریفی نداره .

ولی رمان میترواد مهتاب بسیار قشنگ و سرگرم کننده بود خیلی دوستش دارم .

زندگی دو تا دختر به اسم ترانه و باران هستش تا اینجایی که من خوندم تو زندگی ترانه اتفاق خاصی نیفتاده جز اینکه یه برادر داره که شدیدا متعصب هستش و این باعث شده که ترانه خیلی خجالتی باشه ...
تا جایی هم که از زندگی باران خوندم داره داستان دوران مدرسه و شیطنت های خودش و میگه

میتراود مهتاب پرگویی هاش خیلی کمتر بود من خیلی دوست داشتم رمانش رو
این رمان هم قشنگه موضوع اصلیش
ولی اونقدر کشدار هست و توش حرف میزنن که آدم خسته میشه
واقعا تو یه جلد هم میتونست بنویسه نویسنده (البته این نظر شخصی منه )
یه مشکلی هم داره سال 1321 هستش ولی خیلی به اون دوران نمیخوره ...

من پشت سر هم پست ندادم ولی جا به جا افتادن پست ها
سما خانم جواب شما تو این پسته :-2-41-:

azam 24
1389,12,02, ساعت : 13:13
من این رمانو همون موقعی که از نمایشگاه کتاب بود خریدم وخوندم اون طوری قشنگ وجذاب نبود که وصفش کرده وتبلیغش زیاد بود .
به قول نیلو چون اصطلاحات به کاررفته مربوط به اون زمان نبود وحتی وسایلی که ازش صحبت شده بود در سال 1340 هم نبود (سال 1350اف اف بود ).درکل زیاده گویی داشت ومی شد دریک جلد نوشته بشه.
میتراود مهتاب زیبا تر وبا زمان حالا بیشتر وفق میده.(من این کتاب را بیشتر پسندیدم).

NILOUFAR
1389,12,02, ساعت : 14:38
من همچنان تموم نکردم کتاب رو دیشب یه قسمتش رو خوندم خیلی قشنگ بود
مامان باران رفت آف اف رو برداشت گفت : داریوش جان بیا بالا ( نکته : سال 1321 هجری شمسی )
اگه اشتباه میکنم بگید:-2-38-:
خیلی حرف میزنن اینا:-2-30-: وای مخصوصا سهیل و ترانه همش چرت و پرت میگن:-2-30-: د.و جلد رمان فقط واسه حرف زدن ایناست:-2-30-: در صورتی که تم اصلی داستان رو خیلی دوست دارم :-2-30-:

zarin
1389,12,04, ساعت : 00:09
منم این رمانو خیلی دوست دارم خسمت بارانش خیلی شبیه کتاب دورگه از همین نویسنده است بچه کسی میدونه خانم رضا پور کجاییه ؟ چون تو این کتابش خیلی از اصطلاحات شهرستانی به کار برده .


دوست خوبم؛ بسیاری از اصطلاحات رو مختص به شهر یا شهرستان خاصی می دونیم در حالی که وقتی ریشه ی اون اصطلاح رودر فرهنگ های لغت یا فرهنگ های عامیانه جستجو کنیم،متوجه می شیم که این اصطلاح در واقع مربوط به اون شهرستان خاص نبوده!

واقعیت اینه که بسیاری از واژه ها و اصطلاحات قدیمی ،به مرور زمان از اذهان پاک شده و یا با تکیه کلام های جدید یا واژه های جدید تر جایگزین شده.

به عنوان مثال به اسم مصدر "جُستن "اشاره می کنم که به معنی "یافتن " است و از فعل "جُست و جو کردن "که مترادف(پیدا کردن)(یافت کردن)است،ساخته شده و در باور غلط عموم این طور است که این کلمه:جستن" فقط مربوط به گویش اصفهانی است.
یا ضرب المثل های زیادی که با تغییراتی در گویش،از شاهنامه گرفته شده و بعد به شهر های مختلف ، ربط داده شده !
به عنوان نمونه به این مثال توجه کنید که به زبان شعر در شاهنامه آورده شده و بعد با اندک تغییری از آن به

عنوان ضرب المثل های زبان فارسی استفاده می شود

که در شهر خائن شد آهنگری بزد قهرمان گردن دیگری

که امروزه به این نحو در بین مردم رواج داره:

گنه کرد در بلخ آهنگری،به شوشتر زدند گردن مسگری.


یا مثلاً واژه ی جونم مرگ شده (جوان مرگ شده) که به فرهنگ زبان تهران قدیم ربط داده شده اما در واقع در بسیاری از شهرستان های دیگر هم از این واژه استفاده می شود.

paradise
1389,12,11, ساعت : 23:08
خب من فعلا تا اخر جلد یک خوندم پس دقیق نمیتونم نظر بدم ولی میدونم جلد دوم چی میشه:-65-::-65-:از اونجایی که زیادی کنجکاوم دوستم که جد2 رو خونده تعریفید:mrgreen:خب حالا خود داستان از خود تم داستان خوشم اومد موضوع جالبی داره:-2-38-:نثرش هم روونه اما مشکلی که توی میتراود مهتاب هم بود به شدت کش داده:-2-34-:این سهیل و ترانه خیلی می حرفن ادم خسته میشه یا سه ساعت فقط در مورد یه غذا درست کردن توضیح داده خب این برای کسایی که اشپزی بلد نیستن خوبه که حداقل درست کردن ماکارونی با اون سیر نفرت انگیز رو یاد گرفتن:-2-28-: این نویسنده به سه چیز خیلی علاقه داره1حجاب2زیبایی مریخی3سیر:-2-06-:من با حجاب مخالف نیستم و فکر می کنم بعضی وقتا واقعا لازمه ولی توی این رمان تا اینجاییش که من خوندم خیلی اغراقکرده از هر صفحه ای میخونی ده هزار بار نوشته سهیل روسریم رو سفت کرد با اینکه حجابم کامل بود.چادرم شل شده بود سفت ترش کردم جالب اینجا بود که ترانه از این گیر دادن های سهیل خسته بود ولی با این حال خودش بدتر بود و اما در مورد تعصب های سهیل خیلی الکی تعصب داشت یعنی من نمی دونم ترانه باباش سیب زمینی بود چی بود که این سهیل اقا بالا سرش بود.توی مهمونی طنازکه دیگه شورش رو در اورده بود می گفت این مهمونیا سمه:-2-19-:خب من خیلیا رو دیدم محجبه ن ولی تو این مجالس هم هستن اما کاملا پوشیده هیچ وقت هم نمی گن سمه.طرف خودش باید جنبه داشته باشه نه اینکه هی این واون مواظبش باشن زندانیش کنن ک چون زیبایی فضایی داره در خطره:-2-43-:یه جاش بود تورج مامان جان رو برده بود دکتر توی اون وضعیت که جون یه انسان در خطره گیر داده که چرا دکتر با ترانه حرفیده.در مورد زیبایی هم اغراق شده بود از بس از این زیبایی سهیل گفت خسته شدم.داستان باران رو دوست داشتم شیطنتاش قابل درک بود ولی سکوت دبیرهاشون و جرات بچه ها برای مسخره بازی سر کلاس قابل درک نبود چون بعضی از دبیرهای ما که ما ل همون موقعن میگن جرات نفس کشیدن نداشتیم حالا اینا چرادبیراشون اینجوری بودن خدا میدونه!و اصطلاحاتیم که به کار برده شده بود مال اون زمان نبود مثلا خرخون!:-2-19-::-2-19-:اگه مال1320 باشه مال دوران مادربزرگای ماست فکر نمی کنم اصطلاحی که ما الان به کار می بریم 70 سال پیش رایج باشه.ولی در کل تا اینجا از خود موضوع داستان خوشم اومده اگه انقدر اغراق توش نداشت و کشش نداده بود خیلی بهتر از این میشد

SaRa
1389,12,11, ساعت : 23:10
به نظر من خیلی قشنگ بود
ولی یه اشکال داشت اینکه ترانه با دیدن عکس تورج هیچ عکس العملی نشون نداد
و اینکه سرنوشت ترانه و آنا کپ هم بود یه جورایی میشه گفت این کتاب نگارش قوی و
جذاب و کامل شده ی الهه ناز بود
ولی در کل من انقدر دوسش داشتم کل دو جلد رو یه روزه خوندم

oskol
1389,12,13, ساعت : 21:49
منم با بقیه موافقم کل کل های سهیل و ترانه خیلی زیاد بود و این که در طول داستان ترانه ،سهیل از هر ده تا کلمش یکیش یوع است و این که سهیل به عینک زدن ترانه گیر می ده ولی اون جایی که با هم میرن باغ تورجینا و دست سهیل میشکنه و تورج به ترانه می گه روسریشو بده سهیل هیچی نمیگه